
خواهر کوچکم از من پرسید:
پنج وارونه چه معنا دارد؟
من به او خندیدم
کمى آزرده و حیرت زده گفت:
روى دیوار و درختان دیدم!
بازهم خندیدم
گفت: دیروز خودم دیدم که
مهران پسر همسایه
پنج وارونه به مینا مى داد
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید،
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم:
بعد ها وقتى غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بى گمان مى فهمى
پنج وارونه چه معنا دارد..
#سهراب
برچسب:
نویسنده: نگار موسوی