خرید بک لینک

مادر بزرگم رسما عاشق پدر بزرگم بود

یک روز به او گفتم حیف اینهمه احساست، پدر بزرگ من مگر چه دارد که تو اینهمه عاشق او هستی؟

مادر بزرگ اخم لطیفی به من کرد و گفت دلسوز نیست که هست!!!، حواسش به قرص و دواهای من نیست که هست، از جوانیام تا کنون نه در مطبخ ماچم کرد نه هرگز کنار مردم خوارم کرد. پدر بزرگ تو داناست نمیفهمی. او مرا میفهمد رگ خواب مرا میداند خلق و خوی مرا میداند.

من ماتم برده بود

سه روز بود که کتاب هنر عشق ورزیدن اریک فروم را میخواندم و یک بخشش را نمیفهمیدم چهار عنصر عشق دلسوزی ... احساس مسئولیت ... احترام و دانایی است

مادر بزرگ بیسواد من حرفهای اریک فروم را برایم چه شیرین تحلیل و بررسی کرده بود.

به همین سادگی...

برچسب: نویسنده: نگار موسوی تاريخ: جمعه 25 فروردين 1396 ساعت: 12:58

صفحه بندی